مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
120
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> تو را دستيار شدند وبر گردن مسلمانان سوار كردند ، چه نكوهيده بدلي از ميان ستمكاران اختيار كردند وروز برانگيزش كداميك از شما بد روزتر وبد فرجامتر خواهيد بود . همانا مخاطبه ومحاورهء تو بر من گران مىآيد . چه من قدر تو را خرد مىپندارم وسرزنش تو را بزرگ مىشمارم وشناعت تو را ستوده مىانگارم ؛ لكن چشمها سرشك ريز است وسينهها آتشانگيز . چه امرى شگفت وعظيم است كه لشكر خدا به دست طلقاء كه لشكر شيطانند ، كشته گردند ودست ايشان از خون ما سيلان پذيرد ودهان ايشان از گوشت ما بدوشد وبنوشد ! وآن جسدهاى پاك وپاكيزه را گرگهاى بيابانى به نوبت زيارة كنند وآن تنهاى مبارك را بچههاى ضبع 13 بر خاك بمالند وبفرسايند . اى يزيد ! اگر امروز ما را به غلبه غنيمت انگاشتى ، زود باشد كه مأخوذ غرامت باشى وبه دست نكنى ، جز آنكه از پيش فرستادى ونيست خداوند بر بندگان ستمكننده ودر حضرت أو است شكايت ما واعتماد ما . اكنون از خديعت ومكيدت دست باز مدار ودقيقهاى از جهد وسعى فرو مگذار . با اين همه ، نتوانى ذكر ما را محو كنى ووحى ما را بميرانى وفرجام ما را باز دانى وخويشتن را از اين عار برهاني . چه عقل تو عليل است وأيام تو قليل وجمع تو پراكنده وروز تو گذرنده ؛ گاهى كه نداى حق در رسد كه : لعنت خداى بر ظالمان است . سپاس وستايش خداوندى را كه ختم كرد در ابتدأ بر ما سعادت را ودر انتها رحمت وشهادت را واز حضرت حق خواستاريم كه ثواب شهداى ما را تكميل فرمايد وهر روز بر اجر ايشان بيفزايد وما را به خليفههاى نيكو مخلف دارد كه أو است پروردگار ودود 14 وخداوند رحيم وحسبنا اللَّه ونعم الوكيل . » يزيد را موافق نمىافتاد كه زينب را به اين سخنان درشت وكلمات شتمآميز مورد غضب وسخط دارد . خواست كه عذرى برتراشد كه زنان نوايح 15 بيهشانه سخن كنند ؛ لا جرم أو را به اين شعر پاسخ گفت : يا صَيحَةً تُحمَدُ مِن صَوائحٍ * ما أهْونَ المَوتُ عَلى النَّوائِحِ 16 آنگاه بابزرگان سخن به مشورت افكند كه : « با اين جماعت چه صنعت به دست گيرم ؟ » قالُوا : لا تَتَّخِذْ مِنْ كَلْبِ سُوءٍ جَرْواً . يعنى : « از سگ ، جز بچه سگ متوقع نبايد . » كنايت از آنكه همگان را باتيغ درگذران . نعمان بن بشير حاضر مجلس بود . فَقالَ لَهُ : انْظُرْ ، ما كانَ الرَّسُولُ يَصْنَعُهُ بِهِمْ ، فَاصْنَعْهُ بِهِمْ . گفت : « اى يزيد ! ببين تا رسول خداى باايشان چه صنعت پيش داشت ، آن كن كه رسول خدا كرد . » 1 . نيايش : دعا باتضرع . 2 . اشاره به حديث : « لولاك لما خلقت الأفلاك » است . 3 . تنمر : پلنگ دماغى . 4 . كناية از خودبينى ونخوت است . 5 . مناهل ( جمع منهل ) : محل آب برداشتن . 6 . وضيع : فرومايه . شريف : عاليقدر .